خانه را نمیتوان تنها در کالبد مادی و در میان دیوارها فهمید. خانه سهم هر یک از ساکنان کره خاکی از فضای مشترک شهرها و کشورهاست. در خانه، مفهوم زندگی و سکونت جاری میشود؛
امید زمانی 22 اسفند 1404
خانه را نمیتوان تنها در کالبد مادی و در میان دیوارها فهمید. خانه سهم هر یک از ساکنان کره خاکی از فضای مشترک شهرها و کشورهاست. در خانه، مفهوم زندگی و سکونت جاری میشود؛ با گذشته پیوند میخورد و رو به آینده دارد. خانه بخشی از مکان پیوند آدمی با طبیعت است؛ جایی که آرامش حضور در سایه خالق هستی در آن تحقق مییابد. هرچه فضای فیزیکی خانه همپوشانی بیشتری با مفهوم زندگی، فرهنگ و آینده شهروند ایرانی داشته باشد، آن مکان مطلوبتر و دلنشینتر خواهد بود. هر بنایی که به دست بشر ساخته میشود، تبلور روح حاکم بر فهم کاربری آن بناست. چنانکه بازار و تیمچه، جز پاسخدادن به نیاز فضای شهری و همگانی برای دادوستد و عرضه دسترنج و دستساخت انسانها نیست. فضایی که با تنیدن حجرهها پیرامون سراها و راستهها، با سقفهای بلند و دهانههای گشوده به روی مشتریان و با راههایی امن و پرجنبوجوش، به مکان بازار تبدیل شده است. پل نیز در سرزمینی کمباران، که هرچه پاکی و امید و آبادانی است با آب گره خورده، تنها واسطهای میان دو کرانه رودخانه نیست؛ بلکه جایی است برای رسیدن به بارگاه آب و نجوا با آن. پلی که ریشه در گذشته دارد و رو به آینده امتداد مییابد. در مقیاسی بزرگتر، شهر نیز چنین است. شهر جایگاه تبلور روح ساکنان آن است و بهویژه فضاهای همگانی شهر، عرصهای برای تحقق رویدادهای جمعیاند. در شهر ایرانی، فضاهایی چون مسجد، زیارتگاه، تکیه و میدان ظرف نمایش پیوستگی مردم برای تحقق آیینها و رویدادهای جمعی است؛ فضایی که بیش از آنکه اجتماع تن ها را نشان دهد، پیوند جانها را آشکار میکند. میدان در شهر ایرانی مکان تبلور روح جمعی است. متناسب با باورها، رفتار و فرهنگ ساکنان، ساختار ذهنی فضای جمعی در انطباق با فضای کالبدی میدان شکل میگیرد و همین همسانی میان فضای ذهنی و فضای عینی، میدان ایرانی را دلنشین میکند. هنگامی که به میدان میرسی، ردای «من» را با جامه «ما» جایگزین میکنی و چون قطرهای در دریای مردم شناور میشوی. روح جمعی شکلگرفته در میدان ریشه در گذشته دارد و رو به آینده مینگرد. پیوند این روح جمعی با مکان، بخشی از هویت و شناسنامه میدان میشود. از همین روست که میدان «ژاله» برای همیشه «میدان شهدا»ست و میدانهای «انقلاب» و «آزادی» تبلور حضور مردم برای انقلاب و آزادیاند. در روزگاری که دشمنان برای نابودی ایران همداستان شدند، پاسداری از وطن در میدانهای شهرهای ایران تجلی یافت. در این میدانها، کودک خردسال تا زنان و مردان کهنسال، از «خودهای تنها» به «مردم با هم» بدل شدند تا پاسدار ایران باشند و فریاد «الله اکبر» را پرچم استقلال این سرزمین کنند. در فردای پیروزی، به خواست خداوند، برای بازسازی خانهها، شهرها و زیرساختها و همساز کردن شهرها با فرهنگ و تمدن و آیین ایرانی، نقش معماران و مهندسانی که اندازه فرهنگ بارور، زنده و پویای ایران را میشناسند، بیبدیل خواهد بود. آنچه امروز برای زندگی بهتر میسازیم، نقشی است که هر یک از ما بر کره خاک از خود به جا میگذاریم؛ پس درست، زیبا و نیکو بسازیم. شک نکنید؛ مهمانخانه ایرانی، مظیف و سیاه چادرمان دوباره برپا می شوند، به امید حق.